![]() |
![]() |
|
| اقتدار دل شکسته به اندوهی است که سروده نمی شود |
|
ترک آزارم نکردی؟ترک آزارت کنم آتش اندازم به جانت بس که آزارت کنم قلب بیمار مرا بازیچه می پنداشتی؟! آنقدر قلبت بیازارم ، که بیمارت کنم من گلی بودم در این گلشن، تو خوارم کرده ای همچو خاری، در میان گلرخان خوارت کنم همچنان دیوانگان در کوی و بازارت کشم کهنه کالایت بخوانم، بی خریدارت کنم بعد از این لاف صفا و مهر با مردم مزن خلق را آگاه از طبع ریا کارت کنم ای سبکسر، دوست میداری سبکسرتر زخویش با خبر شهری از آن گفتار و کردارت کنم هر کجا گویم که هستی، وین زبان بازی زچیست تا ابد در بند تنهایی گرفتارت کنم |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 12:29 توسط ken |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام از این که به این وبلاگ سر زدین بهتون خوش آمد میگم و ممنونم.تو این وبلاگ میخوام فقط شعرهای کوتاه و مطالب ادبی بذارم فعلا تصمیمم همینه.خوشحال میشم اگه نظر،پیشنهاد یا انتقادی دارین بهم بگین ودر هر چه بهتر شدن این وبلاگ کمکم کنید.
نظر یادتون نره منتظرم (ken) |
|
RSS
|
Powered by دریافت كد