![]() |
![]() |
|
| اقتدار دل شکسته به اندوهی است که سروده نمی شود |
|
عشق درابتدا کرامت می کند
گوییاشیرینی دل را بکامت میکند بعد چندی میکشی فریاد دل هم شکست و هم شکستم داد دل
دردشت خیس خاطرم چشمان تو مهتاب بود گل واژه های خندهات همجون شراب ناب بود دل درتمنای تو بیتابی اش بسیار بود باید بسویت امدن گر اتش و گر اب بود
گل ابی وش مهتاب سیمایی تو دریایی تو از دشت شقایق های زیبایی تو فردایی توشمع محفل مایی تو ابی چشم شیدایی توامید من ومایی تو رضوانی که میایی
گفتند کدامین عشق ؟ گفتیم صمیمانه
هرچه کردم که شود خاک غم دیده ودل قلم افشا نمود سر دل ودیده من این خطوطی که رخم میشکند پیری نیست رد عشق است بر این چهره خشکیده من
تودر سکوت خاطرم.حضوریک ترانه ای و در کنار باورم . یقین یک بهانه ای درون خلوت دلم که می تپد بیاد تو بیا و روشنی بده.که تک چراغ خانه ای بیا و باده ام بده . ز لعل لب پیاله ای که مستیم زمی نبودتوخود می زمانه ای بباغ خشک ارزو که می وزد خزان عمر امید رفته از برم .برای من جوانه ای
خاک ره توگشتن
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 22:9 توسط ken |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام از این که به این وبلاگ سر زدین بهتون خوش آمد میگم و ممنونم.تو این وبلاگ میخوام فقط شعرهای کوتاه و مطالب ادبی بذارم فعلا تصمیمم همینه.خوشحال میشم اگه نظر،پیشنهاد یا انتقادی دارین بهم بگین ودر هر چه بهتر شدن این وبلاگ کمکم کنید.
نظر یادتون نره منتظرم (ken) |
|
RSS
|
Powered by دریافت كد